<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/" xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/" xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom" version="2.0">
  <channel>
    <title>چشم انداز مدیریت مالی</title>
    <link>https://jfmp.sbu.ac.ir/</link>
    <description>چشم انداز مدیریت مالی</description>
    <atom:link href="" rel="self" type="application/rss+xml"/>
    <language>fa</language>
    <sy:updatePeriod>daily</sy:updatePeriod>
    <sy:updateFrequency>1</sy:updateFrequency>
    <pubDate>Tue, 21 Apr 2026 00:00:00 +0330</pubDate>
    <lastBuildDate>Tue, 21 Apr 2026 00:00:00 +0330</lastBuildDate>
    <item>
      <title>ردیابی بهبودیافته شاخص از طریق بهینه‌سازی Omega-CVaR: با رویکرد کنترل ریسک نامطلوب</title>
      <link>https://jfmp.sbu.ac.ir/article_106955.html</link>
      <description>هدف: این پژوهش با هدف توسعه و ارزیابی چارچوبی نوین در بهینه‌سازی پرتفوی به‌منظور ردیابی بهبودیافته شاخص است. ردیابی بهبودیافته شاخص راهبردی میان مدیریت فعال و غیرفعال پرتفوی است که در آن هدف تشکیل پرتفویی از سهام موجود در یک شاخص ضمن حفظ حرکت شاخص و در عین حال، کسب بازده‌ای فراتر از بازده شاخص است. درواقع هدف اصلی، تلفیق &amp;amp;laquo;کسب بازده&amp;amp;raquo; با &amp;amp;laquo;کنترل سخت‌گیرانه ریسک دنباله‌ای&amp;amp;raquo; در بازارهای مالی است که بازده‌ها می‌توانند چولگی، کشیدگی و رخدادهای حدی داشته باشند. بر این اساس، اتکای صرف به معیارهای متعارف مبتنی بر واریانس ممکن است ریسک‌های نامطلوب را کم‌برآورد کند و درنتیجه تصمیم‌های وزن‌دهی مبتنی بر آن، پرتفوی را در معرض زیان‌های سنگین قرار دهد. چارچوب پیشنهادی با استفاده از نسبت امگا (Omega Ratio) به‌عنوان معیار کارایی مبتنی بر توزیع و ارزش در معرض ریسک شرطی (CVaR) به‌عنوان معیار کنترل ریسک نامطلوب، تلاش می‌کند ضمن کسب بازده مازاد بر شاخص معیار، مقاومت پرتفوی را در برابر زیان‌های شدید افزایش دهد.روش‌: چارچوب پیشنهادی به‌صورت یک مسئله بهینه‌سازی Omega&amp;amp;ndash;CVaR تعریف می‌شود. تابع هدف، بیشینه‌سازی نسبت امگا برای پرتفوی ردیاب است تا نسبت بازده‌های بالاتر از سطح آستانه به زیان‌های پایین‌تر از آستانه بهبود یابد. هم‌زمان، ارزش در معرض ریسک شرطی (CVaR) به‌عنوان قید کنترل ریسک نامطلوب اعمال می‌شود تا میانگین زیان‌های بزرگ در ناحیه دنباله توزیع بازده محدود گردد. قیود عملیاتی شامل سرمایه‌گذاری کامل، کران‌های حداقل/حداکثر وزن به‌ترتیب صفر و پنجاه درصد برای جلوگیری از تمرکز و انتخاب دارایی‌ها از میان سهام تشکیل‌دهنده سبد مرجع در نظر گرفته می‌شود. ارزیابی تجربی با ۳۰ پنجره زمانی غلتان انجام می‌گیرد؛ در هر تکرار، ۵۲ هفته داده داخل‌نمونه برای برآورد و ۱۲ هفته داده خارج‌نمونه برای سنجش عملکرد استفاده می‌شود. دوره بررسی حدود هشت سال (از ابتدای بهمن ۱۳۹۶ تا پایان آذر ۱۴۰۴) بوده و نتایج با شاخص قیمتی بورس تهران و مدل رقیب مبتنی بر قیود/اهداف مرسوم مقایسه می‌شود.یافته‌ها: نتایج نشان داد که چارچوب Omega-CVaR در افق بلندمدت، برتری قابل‌ملاحظه‌ای در بازده تجمعی نسبت به شاخص قیمتی بورس تهران و مدل رقیب ایجاد کرده است. بازده تجمعی پرتفوی پیشنهادی ۲,۵۴۶ درصد و بازده تجمعی شاخص قیمتی بورس تهران ۱,۳۵۰ درصد گزارش شد. تحلیل مسیر زمانی عملکرد در پنجره‌های غلتان بیانگر آن بود که مزیت اصلی مدل لزوماً به &amp;amp;laquo;برتری هفتگی پایدار&amp;amp;raquo; وابسته نیست، بلکه از دو سازوکار مکمل ناشی می‌شود: اول، قید CVaR با محدود کردن میانگین زیان‌های فراتر از سطح اطمینان، عمق افت‌های پرتفوی را در فازهای نزولی کاهش می‌دهد. دوم، بیشینه‌سازی نسبت امگا باعث تخصیص وزن‌ها به گونه‌ای می‌شود که سهم بازده‌های مطلوب نسبت به زیان‌های نامطلوب افزایش یابد و پس از دوره‌های نزولی، پرتفوی امکان بهره‌گیری بهتر از &amp;amp;laquo;اثر ترکیب سود&amp;amp;raquo; را در دوره‌های بازیابی پیدا کند. با این حال، ارزیابی‌های آماری نشان داد که در افق‌های هفتگی، برتری مدل نسبت به شاخص قیمتی بورس تهران و مدل‌های رقیب به صورت معنادار و یکنواخت تأیید نمی‌شود. این امر با ماهیت تدافعی پرتفوی سازگار است؛ به‌طوری‌که ضریب بتای میانگین حدود ۰٫۴۳ به دست آمده و حساسیت پرتفوی به نوسانات بازار را پایین‌تر از شاخص قیمتی بورس تهران نشان می‌دهد.نتیجه‌گیری: یافته‌ها نشان می‌دهد چارچوب Omega-CVaR ابزاری کارآمد برای ردیابی بهبودیافته شاخص در محیط‌های مالی پرنوسان و دارای ریسک‌های حدی است. هرچند برتری معنادار آماری در کوتاه‌مدت مشاهده نمی‌شود، کنترل مؤثر زیان‌های شدید و تقویت اثر ترکیب سود می‌تواند در نهایت به انباشت بازده تجمعی بالاتر در بلندمدت منجر شود. این راهبرد به سرمایه‌گذارانی که به‌دنبال کاهش ریسک و پایداری بیشتر در پرتفوی خود هستند، به‌ویژه در بازارهای با توزیع بازده نامتعارف، توصیه می‌شود.</description>
    </item>
    <item>
      <title>شناسایی سویه‌های رفتاری مؤثر بر عملکرد صندوق‌ها در مدیران صندوق‌های سرمایه‌گذاری</title>
      <link>https://jfmp.sbu.ac.ir/article_107047.html</link>
      <description>مقدمه: سویه‌های رفتاری مدیران صندوق‌های سرمایه‌گذاری می‌توانند تأثیرات منفی قابل توجهی بر عملکرد صندوق‌ها داشته باشند و برای کاهش این تأثیرات، مدیران صندوق‌ها می‌توانند از ابزارهای تحلیلی پیشرفته، فرآیندهای تصمیم‌گیری ساختاریافته و آموزش‌های مرتبط با روانشناسی مالی استفاده کنند. همچنین، سرمایه‌گذاران نیز می‌توانند با آگاهی از این سویه‌ها، صندوق‌هایی با مدیریت کارآمدتر و منطقی‌تر را انتخاب کنند. این ارزیابی‌ها نه تنها به سرمایه‌گذاران در انتخاب صندوق‌های مناسب کمک می‌کند، بلکه به مدیران نیز در بهبود عملکرد و کاهش تأثیرات منفی رفتارهای سوگیرانه یاری می‌رساند. شناسایی سویه‌های رفتاری مدیران صندوق‌های سرمایه‌گذاری همچنین می‌تواند به سرمایه‌گذاران در انتخاب صندوق‌های مناسب و کاهش ریسک‌های ناشی از تصمیم‌گیری‌های نادرست کمک کند. این موضوع نیازمند تحقیقات گسترده‌تر و استفاده از روش‌های نوین تحلیلی است که در همین راستا پژوهش حاضر با هدف شناسایی سویه‌های رفتاری مؤثر بر عملکرد صندوق‌ها در مدیران صندوق‌های سرمایه‌گذاری انجام شد. روش‌ها: پژوهش حاضر از نوع هدف بنیادی و اکتشافی است و در مرحله گردآوری داده‌ها از نوع کتابخانه‌ای-میدانی با روش کیفی با رویکرد تحلیل محتوا است. شرکت‌کنندگان در این پژوهش 20 نفر از خبرگان صندوق‌های سرمایه‌گذاری بودند که با روش هدفمند و مبتنی بر شرایط احراز خبرگی انتخاب شدند. منابع مورد استفاده در بخش کتابخانه‌ای شامل کتاب‌های تخصصی در حوزه مالی و مالی رفتاری، مقالات علمی&amp;amp;ndash;پژوهشی منتشرشده در مجلات معتبر داخلی و خارجی، پایان‌نامه‌ها و رساله‌های دانشگاهی، گزارش‌های رسمی و منابع الکترونیکی و پایگاه‌های علمی معتبر بود و در بخش میدانی نیز با بهره‌گیری از روش دلفی و مشارکت پانلی از خبرگان، به شناسایی و بومی‌سازی سویه‌های رفتاری مدیران پرداخته شد و برای تجزیه و تحلیل داده‌ها نیز از روش تحلیل محتوا و پیاده‌سازی رویکرد دلفی استفاده شد. همچنین به‌منظور تضمین قابلیت اتکا و ثبات کدگذاری، از چند کدگذار استفاده و میزان توافق بین آن‌ها محاسبه شد. یافته‌ها: پس از شناسایی اولیه ۸۰ سویه رفتاری در قالب ۱۲ معیار اصلی، داده‌های گردآوری‌شده به خبرگان انتخاب‌شده ارائه شد. از میان ۸۰ سویه رفتاری شناسایی‌شده، تعداد ۵۴ سویه توانستند معیار اجماع اولیه (میانگین &amp;amp;ge; 3.5) را کسب کنند. در راند دوم، نتایج و میانگین نظرات راند اول به خبرگان بازخورد داده شد. سپس از آنان خواسته شد بار دیگر به ارزیابی سویه‌ها بپردازند. در این مرحله، تعداد ۶۸ سویه رفتاری توانستند معیار اجماع را کسب کنند و فقط ۱۲ سویه خارج از دامنه اجماع باقی ماندند. در راند سوم، تمرکز بر تثبیت نهایی اجماع و حذف موارد مبهم بود. نتایج نشان داد در این مرحله ۷۲ سویه رفتاری در قالب ۱۲ معیار نهایی مورد توافق خبرگان قرار گرفت که شامل سوگیری‌های شناختی، سوگیری‌های هیجانی، سوگیری‌های شخصیتی، سوگیری‌های بازاری، سوگیری‌های ریسکی، سوگیری‌های تجربی، سوگیری‌های ارتباطی، سوگیری‌های زمانی، سوگیری‌های استراتژیک، سوگیری‌های سازمانی، سوگیری‌های اخلاقی و سوگیری‌های گزارش‌دهی و اطلاعاتی می‌باشد. نتیجه‌گیری: پژوهش حاضر ضمن تأیید نقش پررنگ عوامل رفتاری در عملکرد صندوق‌های سرمایه‌گذاری، اهمیت نگاه ترکیبی به تصمیمات مدیران را برجسته می‌سازد؛ به این معنا که ترکیب ابزارهای مهندسی مالی با تحلیل‌های رفتاری می‌تواند فاصله بین تصمیمات واقعی و تصمیمات بهینه را کاهش دهد. بدین ترتیب، این پژوهش می‌تواند برای مدیران صندوق‌ها، سرمایه‌گذاران، نهادهای ناظر و سیاست‌گذاران مالی، راهنمای ارزشمندی برای بهبود فرآیند تصمیم‌گیری و ارتقای عملکرد صندوق‌های سرمایه‌گذاری فراهم آورد.</description>
    </item>
  </channel>
</rss>
